أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

123

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

كه ايشان چون در خشم شوند خشم را فرو خورند و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : من كظم غيظا و هو قادر على انفاذه ملأه اللّه أمنا و إيمانا ؛ هر كس كه او خشم فرو برد و تواند كه آن خشم براند خداى تعالى او را پر از امن و ايمان گرداند انس مالك روايت مىكند كه : هر كس كه او خشم فرو خورد و تواند كه آن خشم براند خداى تعالى روز قيامت او را بخواند بر سر خلقان و مخيّر كند او را در حور العين تا هر كدام خواهد اختيار كند و گفت كه : هيچ جرعه نيست كه خداى دوستر دارد از جرعهء خشم كه بنده فرو برد يا از جرعهء صبر كه بر مصيبتى فرو برد . صفتى ديگر ايشان را آنست كه : عفو كنندگان‌اند از گناه مردمان كلبى گفت : مراد به اين [ ناس ] مملوكان‌اند كه چون ايشان گناهى كنند تو عفو كنى زيد بن اسلم گفت : عفو كنند از آنان كه بر ايشان ظلم كنند و با ايشان اساءت كنند در خبر است كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چون اين آيت بخواند گفت : اينان در امّت من كم باشند مگر كسى كه خداى تعالى او را عصمت كند و پيغمبر گفت : كه هيچ بنده نباشد كه مظلمتى فرو برد و عفو بكند الّا كه خداى تعالى نصرا و عزيز گرداند و هيچ بندهء نباشد كه در سؤال بر خود بگشايد براى كثرت مال الّا كه خداى تعالى او را مال نيفزايد آنگه حقّ جلّ و علا گفت : [ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ] آنان كه موصوف‌اند بدين صفات نيكوكاران‌اند و خداى تعالى نيكوكاران را دوست دارد حسن بصرى گفت : احسان آن بود كه عامّ دارى بر همه كس از دوست و دشمن و مستحقّ و نامستحقّ چون آفتاب و باد و باران سفيان ثورى گفت : احسان آن بود كه با آنكس احسان كنى كه با تو اساءت كند كه احسان كردن به آن كس كه با تو احسان كند مكافات بود انس مالك روايت كرد كه : رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : شب معراج كوشكهائى ديدم در اعلاى درجات بهشت جبرئيل را گفتم كه : اين كراست ؟ - گفت : للكاظمين الغيظ و العافين عن النّاس و للمحسنين . در خبر ميآيد كه زين العابدين و بروايتى ديگر موسى كاظم عليه السّلام دست مىشست و غلام آب بر دست او ميريخت مشغول شد گوشهء ابريق بر سر او آمد او بر غلام نگريد غلام گفت : [ وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ ] گفت : كظمت غيظى ؛ خشم فرو بردم ، گفت : [ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ ] گفت : عفوت كردم ، گفت [ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ] گفت : آزادت كردم .